تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - دنیای دوست داشتنی ما
بدانید و آگاه باشید که تایید کامنت شما ممکن است چند روز طول بکشد


نمی دانم کجای پست قبل گفته ام می خواهم وبلاگم را ببندم و میدان را برای بعضی ها خالی کنم؟!
نه عزیزان من! من اهل سکوت و تمدد اعصاب و تعطیلی موقت هستم اما اهل خالی کردن میدان هرگز! اگر هم گاهی از رفتارهایم جاخالی کردن برداشت می شود، از نوع جا خالی کردن جلوی بومرنگِ کسانی است که می خواهم حرکتشان را به خودشان برگردانم! وگرنه مگر می شود کسانی را که وقتی حس می کنند دلتنگی، ساعتی بیست تا کامنت می گذارند تا دلداری ات بدهند، به همین راحتی ها ترک کرد؟

اما در این چند ساعت به یک نکته کلیدی فکر کردم که خیلی امیدوار کننده بود و آن این که دریافتم همه کسانی که دوستشان دارم در اکیپ خودمان هستند و حتی یک نفر هم نیست که حسرت نبودنش را بخورم!
در دنیای شخصی من، طنزنویسان دوست داشتنی، فوتبالیست هایی که بازوبند سبز می بندند، هنرمندان مورد علاقه، همکاران خوش فکر، شخصیت های اجتماعی سیاسی خوشنام و محبوب، همه و همه همچنان همان طنزنویسان دوست داشتنی، فوتبالیست هایی که بازوبند سبز می بندند، هنرمندان مورد علاقه، همکاران خوش فکر و شخصیت های اجتماعی سیاسی خوشنام و محبوبند. هیچ کدام از کسانی که دوستشان داشتم مرا با رای خود ناامید نکردند!
موسیو گلابی و تمام بلاگرهای دوست داشتنی دیگر هم که همین طرفند و این خودش به اندازه کافی خوشحال کننده هست.

اما ظاهرا در آن طرف خط کشی، از این خبرها نیست، کما این که دیدیم چگونه شخصیتی مثل "استاد شجریان"، فقط به خاطر این که حق و حقوق قانونی اش را بابت پخش آثارش از صدا و سیما مطالبه و از کاندیدای مورد علاقه اش حمایت کرده بود، هدف بدترین اهانت های علاقه مندان دروغین خود و مدعیان قانونمند(!) آن طرف قرار گرفت.
ادبیات قابل توجه انصار در مواجهه با اسطوره موسیقی ایران را اینجا ببینید!
با این حال می دانم این که نوستالوژی کارهای استاد مورد علاقه شان در آواز، از این به بعد آنها را آزار خواهد داد، رنج کمی برایشان نیست. آنها ناراحتند که هنرمند مورد علاقه شان مثل آنها نمی اندیشد و البته تعداد این هنرمندان کم نیست. این مدعیان، حتی نمی توانند از وبلاگ هایی مثل دختر ترشیده چشم بپوشند، بس که آن طرف خط کشی، فقدان هنر و طنز و اندیشه حس می کنند!

حالا که فکر می کنم می بینم دنیای ما پیش از اینها نیز از هم جدا بود، تنها دستی مرئی یا نامرئی آمد و بین این دو دنیای متفاوت، خط پررنگی کشید. شاید این به نفع هر دو گروه باشد!
با این حساب دنیای ما کماکان دنیایی دوست داشتنی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 15:58  توسط ani  |