یکی از سرگرمی های من و خواهرانم، احضار روح است. نمی دانم چنین جلساتی را از نزدیک دیده اید یا نه. حروف الفبا را روی کاغذی می نویسید و یک استکان یا فنجان که یک طرفش را با فلش علامت زده اید، به طور وارونه روی صفحه کاغذ می گذارید. همه یا چند نفر از حضار که مدیوم های خوبی هستند ومی توانند با ارواح ارتباط برقرارکنند، هرکدام انگشت سبابه شان را روی استکان می گذارند. بعد همه فاتحه می خوانند و این کار را آن قدر ادامه می دهید تا وقتی پرسیدید" آیا الان کسی اینجا هست؟" استکان حرکت کند و فلش، برود روی حروف ب، لام و یا ( یعنی بلی) یا چیزی شبیه آن. من و خواهرم مدیوم های خوبی هستیم.ارواح خیلی راحت، نیرویشان را ازطریق انگشت ما به استکان منتقل می کنند و آن را به حرکت درمی آورند، البته درپایان کار ما از کت و کول می افتیم! در کتابی خواندم موجوداتی که ازاین طریق با آدم ارتباط برقرار می کنند، جملگی از طایفه جن هستند، نه روح و همه حرف هایشان سرکاری است ولی مدتی تفریح ما شده بود این که یکی از آنها را بیاوریم و از او بپرسیم:" من کِی ازدواج می کنم؟ کجا با شوهرم آشنامی شوم؟ اسمش چیست و رسمش چیست؟..."! جالب این که نشانه هایی از جواب های آنها بعداز مدتی ، به وقوع می پیوست، نه کاملا دقیق ، بلکه نسبتا پراکنده، مثلا یک بار به من گفته بودند اسم همسر آینده ات "حسن خان بیگی" (!!)( کسی ایشان را نمی شناسد؟!!)است و عروسی تان را در کرج جشن می گیرید و..." من تا آن روز نه درکرج کسی را می شناختم نه حتی یک پسر مجرد به نام حسن دربین اطرافیانم بود، ولی ظرف یکی دو هفته هم یک خواستگار کرجی پیدا کردم و هم یک خواستگار به اسم حسن!(دونفر جداگانه!) این وسط ، گاهی روح آدمی معروف یا حتی خارجی را احضار می کردیم و چیزهای جالبی ازاو می پرسیدیم که خودش داستان دارد! بعدها دراین مورد بیشتر حرف می زنیم.( اینها وعده سر خرمن نیست ها! به آن عزیزانی که درخواست کردند طبق وعده، از ازدواج اینترنتی و سحر و جادو بیشتر بنویسم قول می دهم به زودی به وعده هایم جامه عمل بپوشانم!)
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:56  توسط ani
|
طولانی شدن دوران مجردی چیزی نیست که مرا نگران کرده باشد. من آرزو ندارم ازدواج کنم.( البته این توضیح لازم است که " آرزو ندارم"، مترادف"دوست ندارم" نیست اما هر ازدواجی، ازدواج نیست که!) زود قضاوت نکنید.
برای این وبلاگ از اسم" دختر ترشیده" استفاده کردم تا در کنار استفاده تبلیغاتی(!) از آن،کنایه ای باشد به همه مجردها_ دختر و پسر _ و قراراست که باهم درباره مشکلات مجردها و متاهل ها حرف بزنیم.(خدایی اش شما به خاطر کنجکاوی در مورد اسم وبلاگ به اینجا نیامدید؟! اگر اسم وبلاگ یک چیز دیگر بود عمرا نمی آمدید.خوب باید اول یک جوری می کشاندمتان اینجا تا بعد، از مطالب گهربارم! مستفیضتان کنم یا نه؟! پس این قدر گیر ندهید که اسم وبلاگ را عوض کنم!
بعضی ها معتقدند این اسم، زشت و توهین آمیز است، این عزیزان باید دقت کنند که مسلما خود من هم به عنوان یک دختر مجرد سی ساله، ازاین اسم دل خوشی ندارم. اما یکی دیگر از اهداف من، همین بود که با استفاده از پارادوکس های طنزآمیز، توجه آدم ها را به زشتی این واژه جلب کنم تا دخترها دیگر با نگرانی روز افزون به این لغت نگاه نکنند و پسرها هم دیگر یک دختر ازدواج نکرده 30 ساله را "از رده خارج و بی هنر و افسرده" ندانند. به عبارت دیگر، من هم امیدوارم تلاش کوچکم روزی منجر به حذف واژه زشت ترشیده _ که نمی دانم چرا فقط هم برای دخترها به کار می رود! _ از دامنه لغات فارسی شود.)
اگرچه اغلب از زبان طنز استفاده می کنم ولی تمام اتفاقات حقیقی اند.
بعضی از دوستان به من می گویند در مورد مسایل دیگری جز ازدواج هم بنویسم. این عزیزان باید توجه داشته باشند هدف اختصاصی این وبلاگ، با توجه به اسمی که برایش انتخاب شده ، بحث و بررسی مسایل مربوط به ازدواج است و در مورد چیزهای دیگر در جاهای دیگر می نویسم!
بعضی ها می پرسند رمز این که وبلاگ شما این قدر بازدید کننده و کامنت گذار دارد(به زعم آنها) چیست؟ لازم به ذکر است که من هیچ وقت به این فکر نکردم که هدف من از نوشتن، جذب مخاطبان بیشتر و بیشتر است، بلکه تعداد محدودی مخاطب فهیم را ترجیح می دهم که برای آنها و شعورشان احترام قایلم، وقت می گذارم و سعی می کنم مطالب آبکی به خوردشان ندهم. اگر از خاطرات شخصی ام می نویسم، آنهایی را انتخاب می کنم که برای دیگران هم نکته جالبی در برداشته باشند. خودم نویسنده مطالبم هستم و در این زمینه، خدا اندک ذوقی هم به من داده است که بتوانم خوب بنویسم.
به هر وبلاگی که به نظرخودم جالب باشد، بی توجه به این که به من لینک داده یا نه، لینک می دهم و به"تبادل لینک" اعتقادی ندارم،کما این که خیلی ها از سر لطف به من لینک داده اند بدون آن که لطفشان را جبران کرده باشم، بنابراین اگر فقط به "تبادل" لینک معتقدید به من لینک ندهید!
متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد ، خیلی وقت ها قادر به جبران الطاف شما در کامنت گذاشتن نیستم اما وبلاگ هایتان را گاه گداری می خوانم. لطفا از من نرنجید!
و در نهایت اگر هنوز مایلید به من لینک بدهید لطفا این کار را با همین اسم"یادداشت های یک دخترترشیده" انجام دهید.متشکرم.