تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - سوال همیشگی من
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع، در حکم دزدی در روز روشن است!
امروز حوصله شوخ نویسی ندارم. طی گردش در وبلاگ ها به طور اتفاقی به وبلاگی رسیدم که مرا خیلی متاسف کرد. آنجا جایی بود که هرکس مشخصات partner یا جفت موردنظرش را نوشته و شماره تماس هم داده بود. نکته چشمگیر،ابتذال بیش ازحد پیامها بود که آدم را به فکر فرو می برد که اینجا ایران است یا ...؟؟
از دورترین دهات ها و شهرها، پسرها دنبال... برای ... می گشتند! بعضی از آنها حتی زیر پانزده سال سن داشتند. بعضی ازاین نوجوان های برومند(!) متذکرشده بودند که می خواهند اولین ارتباط جنسیشان را تجربه کنند. توصیفات تهوع آور آنها از خصوصیات فرد مورد نظرشان هنوز حالم را دگرگون می کند، حتی بعضی ها قیمت هم داده بودند که مثلا اگر خانمی حاضراست با هشت هزارتومان...

نه قصد مقدس نمایی دارم ونه می ترسم به امل بودن متهم شوم. اعتراف می کنم که من هیچ وقت نتوانستم با قضیه ارتباط جنسی داشتن با جنس مخالف ـ و گاهی موافق!؟- در دوران مجردی و خارج از کانون خانواده کنار بیایم.
این علامت سوال همیشه پیش رویم بوده که آیا مردها واقعا توانایی کنترل میل جنسی خود را ندارند؟؟ یا اصولا چنین ارتباطی ، یک مساله حل شده و خالی از اشکال است؟؟
مردها را متهم نمی کنم، که زنانی ازاین دست هم فراوان دیده ام. اصلا مگر می شود بدون وجود چنین زنانی، چنان مردانی پیدا شوند؟؟

من دختر نجیبی هستم، شاید صرفا به این دلیل که نانجیبی توی خونم نیست.عقب افتاده نیستم، حتی یکی دوبار خواستم دوستی با پسرها ازنوع دیگر را تجربه کنم اما نتوانستم. بعد از یکی دوبار بیرون رفتن همه چیز تمام شد ، چون نمی خواستم بیگانه ای نوازشم کند. حتی تصور بوسیده شدن توسط مردی که نمی دانستم آینده مشترکی بااو خواهم  داشت یا نه اذیتم می کرد.
 اما می دانم متاع نجابت، دیگر خریداری ندارد. دربهترین حالت، مردی نجابت تو را می ستاید که با دختران نانجیب زیادی ارتباط داشته و این یکی حالم را بدتر می کند: مردی که مجردی اش را به شیوه غربی می گذراند و موقع ازدواج، ناگهان شرقی می شود و دلش دختر آفتاب و مهتاب ندیده می خواهد!
در طول تاریخ، جملات عجیبی گفته شده که پایه و اساسشان برای من جای سوال دارد، مثلا این که:" مرد دوست دارد اولین عشق همسرش باشد و زن دوست دارد آخرین عشق شوهرش باشد!" یا این که:" زنانی برای مردان جذابیت دارند که با مردان دیگر ارتباط نداشته باشند. مردی از نگاه زنان جذاب است که ارتباطات زیادی را تجربه کرده و با تجربه باشد!!"؟؟

گونه های متفاوتی از ارتباط ، پدید آمده که هرکدام مناسب حال یک گروه از آدمهاست. بعضی ها اروپایی فکر می کنند  و بعضی ها دنبال صیغه می گردند. بعضی ها هرکدام با دلایلی سعی دارند مرا متقاعد کنند که اشتباه می کنم.
بعضی پسرها با پیشنهاد ازدواج جلو می آیند و بعد کم کم شرط و شروطی به میان می آید:" ازکجا بدانم ما ازلحاظ جنسی با هم match هستیم؟؟ شاید از همدیگر خوشمان نیامد. بهتر نیست قبل از ازدواج از این مورد مطمئن شویم؟! "  (خوشبختانه من با چنین موردی مواجه نشدم ولی اطرافیانم...)(شایدهم این گروه یک جورهایی حق داشته باشند اما آیا یک طلاق شرعی و قانونی، بهتر از یک ارتباط نامشروع و بلا تکلیف نیست؟!)
 
حتی یک زمانی یک دکتر پوست به من گفت: " جوش ها و وضعیت هورمونی تو نشان دهنده زیاد بودن میل جنسی توست. چرا سرکوبش می کنی؟ این میل هم مثل غذا خوردن، طبیعی  است.اگر نمی خواهی با پسرها ارتباط داشته باشی حداقل خودارضایی کن!!؟؟"

این حرفها حالم را به هم می زنند. دوست دارم داد بزنم و بگویم:" من از تنهایی ام لذت می برم. نمی خواهم هزارتا رابطه موقت توی زندگی ام داشته باشم، فقط برای آن که جوانی کرده و به امیال طبیعی ام! جواب داده باشم. نمی خواهم به یک مرد مثل یک ظرف غذا نگاه کنم و هر روز یک جور غذا دلم بخواهد.نمی خواهم خاطره آدمها را در ذهنم با هم قاطی کنم.نمی توانم بدون عشق به آغوش کسی بروم.لذت می برم ازاین که می بینم می توانم نیازهایم را خودم رهبری کنم. ازقدرت روحم خوشم می آید. لعنتی ها، مسخره ام نکنید که بااین سن، هنوز بعضی چیزها را نمی دانم..." 

آیا آفرینش من به عنوان یک دختر، کمکم کرده است که ۲۹ سال نفسم را کنترل ، و امیالم را هدایت کنم؟ آیا ازطایفه مردان، فقط پسرهای خجالتی و آنها که چندان مرد نیستند و آنها که درخانواده های به شدت مذهبی بزرگ شده اند، قبل از ازدواج ، دست نخورده باقی می مانند؟؟
یک نفر جواب مرا بدهد.
  
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 20:40  توسط ani  | 

 


My blog is worth $127,586.04.
How much is your blog worth?

bedroom toys Powered By Best Toys