تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - هر دعایی که دعا نیست!
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع، در حکم دزدی در روز روشن است!
پدر ومادرم ازمن راضی هستند و همیشه برایم دعا می کنند. امروز این سوال برایم ایجاد شد که اگر این طور است، پس چرا بختم باز نمی شود؟!
کمی فکر کردم. یادم آمد که مادرم اصلا دوست ندارد من ازدواج کنم. او می گوید :" تو روحیه حساسی داری. هرکسی نمی تواند درکت کند. همین جا پیش خودم بمانی، خیالم راحت تر است!" پس هر دعایی هم برایم بکند به ازدواج دخلی ندارد!
پدرم که اصلا توی این باغ ها نیست،تازه با خدا شوخی هم دارد! همین چند روز پیش دیدم بعد از نماز، با ژست دعا کردن و با لهجه عربی غلیظ دارد می گوید:" یا مصدع اوقات...!!!"، درست مثل همان وقتی که سر سفره هفت سین ، به جای خواندن دعای تحویل سال ، برای سال ازدست رفته (!) فاتحه و " انا... و انا علیه راجعون" می خواند! همین جوری دعا می کند که فاتحه ازدواج ما را هم خوانده دیگر!

***
باید با پدرو مادرم صحبت کنم تا در دعاهایشان تجدید نظر کنند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 13:24  توسط ani  | 

 


My blog is worth $127,586.04.
How much is your blog worth?

bedroom toys Powered By Best Toys