دختری ۱۷ساله را می شناختم که با دوست پسرش "صیغه" خوانده بود تا راحت تربتواند "به او سرویس بدهد"!دوست پسر مورد نظر هم بعداز یک مدت اورا رها کرد و رفت پی کارخودش!این داستان صیغه هم داستانی است برای خودش.جدا ازاین بحث که آیا دخترها هم می توانند بدون اذن پدر صیغه کسی بشوند یا نه، من فکر نمی کنم این راهکار،برای حل مشکلات جوانها چندان موثر باشد.
با یک جوان مسلمان یونانی چت می کردم.گفت:"شنیده ام یک جور ازدواج در کشورشما وجود دارد که فقط برای تفریح و سرگرمی انجام می شود ومدتش هم کوتاه است."خلاصه صحبت به ازدواج موقت کشید ومن متوجه شدم که آنها اصلا به چنین چیزی اعتقاد ندارند.
آن جوان ۳۰ساله می گفت:" دراین جور ازدواج عشق واقعی وجود ندارد ضمن آن که نمی شود ازاین طریق یک خانواده واقعی تشکیل داد." با این که با او موافق بودم، برای این که ازقواعد کشورخودم دفاع کرده باشم، گفتم:"درست است اما این ازدواج یا صیغه برای رفع نیازجنسی از راه شرعی است." گفت:"یعنی چه؟ دین اسلام یکی است وجزآن نیست.ما که چنین چیزی نشنیدیم.اصولا کاری که فقط برای رفع نیازغریزی باشد،پسندیده نیست."
پرسیدم:"پس در کشور شما جوانی که شرایط ازدواج را ندارد چه کار می کند؟"
گفت:" صبر!مثلا خود من تا حالا با هیچ دختری ارتباط نداشتم.وقتی غریزه به سراغ آدم می آید کافی است به خدا و گناه و آخرتش فکر کند وتقوا پیشه کند تا خدا نتیجه اش را به او نشان بدهد.اگر آدم نتواند خودش را کنترل کند پس چه فرقی با حیوان دارد؟"
خیلی لذت بردم ازاین حرفها که انگار حرف دلم بودند.به نظر من هم صیغه نمی تواند به طور اساسی درحل مشکلات جوانها به کاربیاید و کاربردهایش یک جورهایی مبالغه آمیز شده(این هم تعریف صیغه مبالغه!)، کما این که انگار به جای برطرف کردن نیاز جوانهایی که دستشان تنگ است، بیشتر به درد مردهای متاهل هوسباز مایه دار خورده!
اگراین مساله را طوری به غلط در جامعه جا نیندازیم که بعضی ها با تمسک به آن،دخترهای ۱۷ساله را اغفال نکنند، جوانها ازسن پایین درمسیر غلط ، قرار نمی گیرند و به درس و کارشان می رسند وبهتر می توانند شرایط مناسب برای داشتن یک ازدواج موفق دائم را به دست بیاورند. این طور نیست؟
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:27  توسط ani
|