تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - چرا از زن گرفتن می گریزی؟!
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع، در حکم دزدی در روز روشن است!
شعری از دوست شاعرم:

پسرجان! ای که خوش قلب و عزیزی!
چرا از زن گرفتن می گریزی؟!
تو هستی بی هدف در زندگانی
و با بابا و مامان در ستیزی
بدان این را که بی زن ، زندگانی
ندارد ارزشی حتی پشیزی
تو می گویی نداری پول و ماشین
چه دستاویز زیبا و تمیزی!
مگر محبوب کِی گفته ست با تو
که خواهد تاجری حتی ونیزی؟!
تو اصلا صحبتی با او نکردی
که خواهد خانه ای، پولی، کنیزی!
بسا دخترکه جز مهر و محبت
نمی خواهند از داماد چیزی
محبت بهترین کالای دنیاست
پس ازآن اندکی مِهر و جهیزی!
بزن دل را به دریا ای پسرجان!
به سوی عشق خود بردار خیزی
به دست آور دل محبوب خود را
به لبخندی، نگاهی یا مجیزی
اگر او قانع است و پاک وپرمهر
بخربهرش گلی، عطری، بلیزی!*
سعادت در بنای ازدواج است
ز خوشبختی تو آیا می گریزی؟

* همان " بلوز" است که به خاطر تنگی قافیه ( تنگی خود لباس، بماند!) به این شکل درآمده!
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 17:54  توسط ani  | 

 


My blog is worth $64,922.10.
How much is your blog worth?

bedroom toys Powered By Best Toys