حق با شماست.چند روزی از اول آوریل گذشته است، راستش دل خودم هم خیلی سوخت که این مناسبت مهم را از دست دادم. چقدر کار بامزه ای می شد که در روز سیزده به در چنین دروغی تحویلتان می دادم، مگر چه چیز وبلاگ ما از سایت وبگذر و گوگل و بی بی سی کمتر است که دروغ اول آوریل به خورد مردم می دهند؟
اما من دروغ نگفتم. "به زودی" یعنی چند ساعت؟ چند روز؟ چند ماه؟ چند سال؟! شاید "به زودی"ِ من، ۲۳۸ ماه باشد! "نامزدی" به چه معناست؟ آیا نامزدی، لزوما یعنی کاندیدا شدن برای ازدواج؟ یا می تواند شامل نامزد شدن برای شغل و موقعیت جدید نیز باشد؟ "در همین وبلاگ"... اگر پیش از این، همین وبلاگ را با دقت دنبال کرده بودید احتمالا حدس می زدید که آنی دالتون که تمام جزئیات مربوط به هر ازدواجی را که دور و برش اتفاق می افتد برایتان می نویسد، امکان ندارد وقتی خبر نامزدی اش را به شما بدهد که همان روز در مورد خشک شدن موبایلش نوشته است. ببینم... مراسم خواستگاری و بله بران و آشنایی و اینها چه می شود پس؟! البته بعضی ها به این نکته توجه داشتند و خبر تحت الذکر(!) را باور نکرده بودند.
راستش قصد سرکار گذاشتنتان را نداشتم، اما برای این کار ـ که اگر زیاد بی مزه و احمقانه بوده، معذرت می خواهم ـ چند دلیل داشتم: * از این که دروغ اول آوریل را از دست دادم دلخور بودم. * می خواستم برآورد کنم که واکنش مخاطبان این وبلاگ، بعد از نامزدی واقعی من چه خواهد بود و آیا دلگرمم خواهند کرد که در وبلاگ آینده ام نیز همراهی ام می کنند یا نه که خوشبختانه پاسخ، مثبت بود. * بدم نمی آمد که قدرت شایعه پردازی خودم و قدرت شایعه پراکنی شما را محک بزنم! * می گویند اگر می خواهی به چیزی برسی، باید با تمام وجود باور داشته باشی که به آن می رسی. من هم ناگهان باور کردم که تا اول آوریل سال آینده قرار نیست مجرد بمانم که باز هم فرصت دروغگویی در مورد نامزدی ام را داشته باشم!
بی خیال همه این حرف ها... خوش باشید که همچنان می توانید از وبلاگ یاد داشت های یک دختر ترشیده لذت ببرید! این منم که هنوز دلم می سوزد که چرا دیروز اول آوریل نبود.
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:6  توسط ani
|
طولانی شدن دوران مجردی چیزی نیست که مرا نگران کرده باشد. من آرزو ندارم ازدواج کنم.( البته این توضیح لازم است که " آرزو ندارم"، مترادف"دوست ندارم" نیست اما هر ازدواجی، ازدواج نیست که!) زود قضاوت نکنید.
برای این وبلاگ از اسم" دختر ترشیده" استفاده کردم تا در کنار استفاده تبلیغاتی(!) از آن،کنایه ای باشد به همه مجردها_ دختر و پسر _ و قراراست که باهم درباره مشکلات مجردها و متاهل ها حرف بزنیم.(خدایی اش شما به خاطر کنجکاوی در مورد اسم وبلاگ به اینجا نیامدید؟! اگر اسم وبلاگ یک چیز دیگر بود عمرا نمی آمدید.خوب باید اول یک جوری می کشاندمتان اینجا تا بعد، از مطالب گهربارم! مستفیضتان کنم یا نه؟! پس این قدر گیر ندهید که اسم وبلاگ را عوض کنم!
بعضی ها معتقدند این اسم، زشت و توهین آمیز است، این عزیزان باید دقت کنند که مسلما خود من هم به عنوان یک دختر مجرد سی ساله، ازاین اسم دل خوشی ندارم. اما یکی دیگر از اهداف من، همین بود که با استفاده از پارادوکس های طنزآمیز، توجه آدم ها را به زشتی این واژه جلب کنم تا دخترها دیگر با نگرانی روز افزون به این لغت نگاه نکنند و پسرها هم دیگر یک دختر ازدواج نکرده 30 ساله را "از رده خارج و بی هنر و افسرده" ندانند. به عبارت دیگر، من هم امیدوارم تلاش کوچکم روزی منجر به حذف واژه زشت ترشیده _ که نمی دانم چرا فقط هم برای دخترها به کار می رود! _ از دامنه لغات فارسی شود.)
اگرچه اغلب از زبان طنز استفاده می کنم ولی تمام اتفاقات حقیقی اند.
بعضی از دوستان به من می گویند در مورد مسایل دیگری جز ازدواج هم بنویسم. این عزیزان باید توجه داشته باشند هدف اختصاصی این وبلاگ، با توجه به اسمی که برایش انتخاب شده ، بحث و بررسی مسایل مربوط به ازدواج است و در مورد چیزهای دیگر در جاهای دیگر می نویسم!
بعضی ها می پرسند رمز این که وبلاگ شما این قدر بازدید کننده و کامنت گذار دارد(به زعم آنها) چیست؟ لازم به ذکر است که من هیچ وقت به این فکر نکردم که هدف من از نوشتن، جذب مخاطبان بیشتر و بیشتر است، بلکه تعداد محدودی مخاطب فهیم را ترجیح می دهم که برای آنها و شعورشان احترام قایلم، وقت می گذارم و سعی می کنم مطالب آبکی به خوردشان ندهم. اگر از خاطرات شخصی ام می نویسم، آنهایی را انتخاب می کنم که برای دیگران هم نکته جالبی در برداشته باشند. خودم نویسنده مطالبم هستم و در این زمینه، خدا اندک ذوقی هم به من داده است که بتوانم خوب بنویسم.
به هر وبلاگی که به نظرخودم جالب باشد، بی توجه به این که به من لینک داده یا نه، لینک می دهم و به"تبادل لینک" اعتقادی ندارم،کما این که خیلی ها از سر لطف به من لینک داده اند بدون آن که لطفشان را جبران کرده باشم، بنابراین اگر فقط به "تبادل" لینک معتقدید به من لینک ندهید!
متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد ، خیلی وقت ها قادر به جبران الطاف شما در کامنت گذاشتن نیستم اما وبلاگ هایتان را گاه گداری می خوانم. لطفا از من نرنجید!
و در نهایت اگر هنوز مایلید به من لینک بدهید لطفا این کار را با همین اسم"یادداشت های یک دخترترشیده" انجام دهید.متشکرم.