خواهرم مسوول دفتر رییس نمایندگی یک کارخانه آلمانی درایران است. رییس آلمانی او، فارسی را خوب بلد نیست وگاهی لغاتی را از خواهرم می پرسد. یک بار از او سوال کرده:" در زبان فارسی به کسی که چشمهایش آن قدر تیز است که حتی رنگ جوراب منشی اش را هم تشخیص می دهد چه می گویند؟" خواهرم هم با چاشنی رندانه ای جواب داده:" می گویند هیز!!"
امروز رییس کارخانه رفته در جمع کارگران گفته:" خیال نکنید من نمی بینم که شما از زیر کار درمی روید. من خیلی هیزم!! اگر فکر می کنید زرنگید باید بدانید که من از همه شما هیز ترم!!"
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:30  توسط ani
|