جدیدا چشمهای خواهرم خیلی شور شده!!
کافی است بگوید:" عجب چیز قشنگی!" تا آن چیز بلافاصله منفجر بشود! همین هفته پیش بود که با تعجب گفت:" مامان، سرویس چینی ات هنوز کامل است؟!" و درست همان روز یکی ازبشقاب های آن سرویس افتاد و شکست!
روز نامزدی اش در آرایشگاه، با دیدن سایه چشمی که آرایشگر داشت برای یکی از مشتری ها به کار می برد، توی دلش گفته بود:" عجب سایه ای، خوب چیزی است!..." و همان لحظه جعبه سایه ها از دست آرایشگر افتاده و بدجور پودر شده!!
یا یک باردرست همان لحظه که ازدوچرخه سواری یک نفرتعریف کرده، طرف خورده زمین!
همین الان داشت می گفت:" می بینی چه گیره سر قشنگی دارم، با لباسم کاملا سِت است!" دو دقیقه بعد، جنازه گیره شکسته در دستش بود!
***
به او گفتم:"خواهرجان، من را چشم بزن!بگو:خوش به حالت که هنوز مجردی و داری کیف دنیا را می کنی!!"
قابل توجه"رود"عزیز:خواهرم آن موقع عقد محضری کرده بود وهفته پیش برایش نامزدی گرفتیم!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:54  توسط ani
|