تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - فرزین و فرشاد!
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع، در حکم دزدی در روز روشن است!
در دوران دانشجویی دو همکلاسی داشتم به اسامی فرزین و فرشاد.من بدم نمی آمد که فرزین ازمن خوشش بیاید!اما ظاهرا این فرشاد بود که ازمن خوشش می آمد!و سرانجام هم یک روز آمد و علاقه اش را با من در میان گذاشت.
یکی از دوستانم که شاعر بود این چند بیت را که وصف حال من بود از زبان من سرود:

خداوندا ! مرادم  بود  فرزین ، که  گردد روزگاری خواستگارم
چرا فرشاد آمد خواستگاری ؟  نگفتم  من که او را دوست دارم!
اگرچه اول نامش بود" فر"، ولی آن کس که من گفتم که این نیست!
چرا پس بیش ازاین دقت نکردی؟ خدایی را مگر علم الیقین نیست؟!
درون کارگاهت ای خداوند ! یقینا اشتباهی رفته در کار
که " فرزین"را گمان کردی تو" فرشاد"، ندانستم چه شد ای رب غفار؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 16:33  توسط ani  | 

 


My blog is worth $127,586.04.
How much is your blog worth?

bedroom toys Powered By Best Toys